تماس با ما
تهران خیابان ولیعصر ابتدای خیابان مطهری بعد از بانک دی پلاک 345
جستجو
ورود
ثبت نام
After registering on the site, you will be able to track order status, personal cabinet and other new features
مجله گردشگری مانلی پرواز
تماس با ما

ایا صوفیه استانبول

667 سال پیش از میلاد، پادشاه مستعمره‌نشینان مگارا، بوزاس، شهری را در میانی‌ترین نقطۀ دنیای شرق و غرب بنا نهاد و نامش را بیزانتیوم گذاشت که بعدها به دست یک امپراطور یونانی سقوط کرد. این شهر ساحلی کوچک، به سرعت شکوفا شد و به پایتخت امپراطوری کنستانتینِ کبیر تبدیل شد، کسی که تحت سلطۀ خویش دوباره شرق و غرب را با هم متحد کرد و نام «کنستانتیپول» یا همان «قسطنطنیه» را بر آن نهاد. کنستانتین در ابتدا ملحد بود؛ اما بعدا به مسیحیت گروید. بعد از مرگ کنستانتین، جانشینش کنستانتینوس تصمیم گرفت بیزانیوم هم باید پانتئون (خدا و معبد و الهه و ...) خودش را داشته باشد و این پانتئون چیزی نبود جز حاجیا سوفیا (ایا صوفیه)، حکمت ایزدی، خردِ مقدس؛ یا همان دومین حلقۀ تثلیث مقدس: حضرت مسیح (ع).

667 سال پیش از میلاد، پادشاه مستعمره‌نشینان مگارا، بوزاس، شهری را در میانی‌ترین نقطۀ دنیای شرق و غرب بنا نهاد و نامش را بیزانتیوم گذاشت که بعدها به دست یک امپراطور یونانی سقوط کرد. این شهر ساحلی کوچک، به سرعت شکوفا شد و به پایتخت امپراطوری کنستانتینِ کبیر تبدیل شد، کسی که تحت سلطۀ خویش دوباره شرق و غرب را با هم متحد کرد و نام «کنستانتیپول» یا همان «قسطنطنیه» را بر آن نهاد. کنستانتین در ابتدا ملحد بود؛ اما بعدا به مسیحیت گروید. بعد از مرگ کنستانتین، جانشینش کنستانتینوس تصمیم گرفت بیزانیوم هم باید پانتئون (خدا و معبد و الهه و ...) خودش را داشته باشد و این پانتئون چیزی نبود جز حاجیا سوفیا (ایا صوفیه)، حکمت ایزدی، خردِ مقدس؛ یا همان دومین حلقۀ تثلیث مقدس: حضرت مسیح (ع).

توضیحات

ایا صوفیه، گنجینۀ تاریخ یک ملت

به استانبول، شهر معماری‌های خارق‌العاده که قدم گذاشتید، به خوبی در می‌یابید که سفر به استانبول، شکوهی دیدنی را در مقایل دیدگانتان به تصویر خواهد کشید. مسافران تور استانبول، جهانی متفاوت را تجربه خواهند کرد.

اولین نامِ این کلیسا «میگِیل اِکلِسیا» (Megale Ekklesia) به معنای «کلیسای بزرگ» بود. اولین ایا صوفیه به سال 360 به شکل باسیلیکایی با سقفِ چوبی، بر روی مکانِ پیشین معبدِ بت‌پرست‌ها بنا شد. بر خلاف باورِ عموم، این بنا به فرمان کنستانتینوس دوم ساخته شد، نه کنستانتینِ کبیر. وقتی آتشِ سال 404 ، سقفِ چوبی آن را بلعید و آتشِ دیگری در سال 414 بیشتر قسمت‌هایش را از بین برد، یک پیروی ارتدکسِ دو‌آتشه به نام تئودیسیوس دوم، کلیسای جدیدی را در سال 415 وقف عام کرد. در میان ویرانه‌های کلیسای تئودیسیوس، فَرَسب (از اجزای معماری باستانی که بر روی سرستون قرار می‌گیرد) دوازده گوسفند که نمادی از دوازده حواریون مسیح است را می‌توان یافت. تحت سلطۀ تئودیسیوس، شورای خلقیدون (کلسدون)، بدعتِ تک‌طبیعت‌گرایی (مونوفیزیتیسم) را محکوم کرد و علاوه بر آن، معابد بت‌پرستی قدیمی تخریب‌شده و از بقایایشان در سازه‌های مسیحی جدید بهره گرفته شد؛ مثلا برخی معتقدند سرهای وارونۀ مدوسا در آب‌انبار باسیلیکا از معابد تخریب‌شدۀ بت‌پرست‌ها به عاریت گرفته شده‌اند.

امپراطوری بیزانتیوم باشکوه‌ترین سال‌هایش را تحت سلطۀ ژوستینین یکم (یوستی‌نیانوس) سپری کرد؛ اما افسوس که یک شورش سه‌روزه به معاندان، فرصتِ واژگونی تاج و تختش را در سال 532 فراهم کرد. مردمانی که از زیر یوغِ مالیات‌های سنگین و فشارهای نظامی خلاصی یافته بودند، خوشی زیرِ دلشان زد و علیه ژوستینین شوریدند. ژوستینین با کمک همسرش تئودورا، موفق شد به مقابلۀ این شورش که به دست هیپودروم‌ها آغاز شده بود، برود. بعد از سخنرانیِ تاثیرگذارِ تئودورا، ژوستینین تصمیم گرفت در مقابل شورش مقاومت کند. هم ایا ایرنه و هم ایا صوفیه اما به دست شورشی‌ها سوزانده شدند. بازسازی کلیسای جدید در همان سال کلید خورد و بعد از 5 سال تکمیل شد.

معمارهای کلیسای جدید، ایسیدوروسِ میلیتوسی و آنتمیوسِ ترالسی بودند. ایسیدوروس در اصل استاد مکانیک بود و آنتمیوس یک ریاضی‌دانِ مشهور بود؛ اما ژوستینین از سابقۀ کاریِ آنها، یعنی ایا سرجیوس یا همان ایاصوفیۀ کوچک راضی بود. علی‌رغم فشارهای فراوان از سوی ژوستینین، آنتمیوس و ایسیدوروس، پرسپکتیو‌های جدیدی در معماری ابداع کردند. زمانی که کار ساخت ایاصوفیه به پایان رسید، از جنبه‌های بسیاری منحصربه‌فرد بود. طاسچه (لچکی سه‌گوش زیر گنبد) و گنبدی با بِیس مربعی، دو مورد از ابداعات نوین آنها بودند. خودِ ژوستینین هم در کار ساخت‌وسازِ کلیسا دخیل و درگیر بود. به ندرت می‌خوابید و اغلب بر کارها نظارت می‌کرد. گفته می‌شود که او کارگران را در هر ضلع ساختمان به صورت مساوی تقسیم کرده بود تا روحیۀ رقابتی در آنها ایجاد کند. بر اساس افسانه‌های آن روز‌ها، زمانی که وقت ناهارِ کارگران می‌شد، پسرکی را برای نگهبانی از کارشان می‌گماشتند. یک بار خواجه‌ای ظاهر می‌شود و به پسرک می‌گوید که من اینجا مراقب کلیسا هستم، تو برو و کارگران را صدا بزن تا هر چه زودتر کار را تمام کنند! وقتی این سخن به گوش ژوستینین می‌رسد، به پسرک اجازه نمی‌دهد تا به کلیسا برگردد و به این ترتیب آن فرشته می‌تواند تا همیشه محافظ کلیسا باشد.

برای ساخت ایاصوفیه، بت‌ها و عمارت‌های بزرگ بت‌پرستان تخریب شدند. سنگ‌های مرمر از مکان‌های دوری همچون فرانسه، مصر و جزیرۀ مرمره به بیزانتیوم آورده شد. همه از ژوستینین به‌عنوان موسس ایاصوفیه نام می‌برند، هرچند بسیاری او را «سازندۀ دنیا» می‌نامند، چرا که وی بعد از غلبه بر غرب و شرق، بیش از 100 کلیسا هم در قسطنطنیه و هم در کشورهای مختلف آسیایی بنا کرد؛ به علاوه، گفته می‌شود که در طول حکومتش، بیش از 70 هزار نفر را با دین مسیحیت آشنا کرده است. وقتی کار ساخت ایاصوفیه به پایان رسید، ژوستینین آن‌قدر متاثر و هیجان‌زده شده بود که می‌گویند بعد از شکرگزاری به درگاه خداوند، فریاد برآورده است: «شکوه از آن خدایی است که مرا قابل دانسته تا چنین کاری را به انجام برسانم! آه سلیمان! من تو را مغلوب ساختم!»

ایاصوفیه در سال 537 به دست ژوستینین تقدیس شد؛ اما نتوانست زلزله‌ها را دوام بیاورد و هم طاق‌ها و هم گنبد اصلی در سال 557 فروریختند و کُرسی مقدس، خیمه و منبر باستانی، زیر ویرانه‌ها مدفون شدند. ایسیدوروسِ جوان به دستور ژوستینین گنبد جدید و بزرگ‌تری ساخت. با اینکه بازسازی این گنبد عظیم فقط 4 سال طول کشید، همچنان نمایی خیره‌کننده دارد. در سال 563، ایاصوفیه به صورت کامل توسط ژوستینین بازسازی شد.

در طول قرن هفتم، خطرِ حملۀ اعراب همچنان تداوم داشت و تعاملات با دنیای عرب آغاز شد. گرچه، تلاش عرب‌ها برای محاصره کردنِ قسطنطنیه کار به جایی نبرد.

در دوران شمایل‌شکنی (بُت‌شکنی) ، پرستش شمایل و بت‌ها ممنوع شد. به این ترتیب در دوران حکومت لئوی سوم، بیشتر موزائیک‌هایی که حاوی شمایل انسانی بودند نابود یا پوشانده شدند. این مجادله تا اواخر حکومتِ آخرین امپراطور بت‌شکن، تئوفیلیوس، تداوم داشت. بلافاصله پس از مرگ تئوفیلیوس، همسرش شروع به نوسازی کلیساها کرد و شمایل‌ها را دوباره نصب کرد. تئودورا شمایلی را که در حجره‌هایش نگه می‌داشت شدیدا ستایش می‌کرد و برایشان احترام قائل بود؛ اما وقتی یکی از خدمتکاران قضیۀ بت‌ها و شمایل‌های ملکه را به امپراطور گفت، ادعا کرد که به عنوان عروسک با آنها بازی می‌کند و به این ترتیب از خودش دفاع کرد. عروسک‌های تئودورا هنوز در صومعه‌ای در کوه آتوس نگهداری می‌شوند و هر ساله در روز یکشنبۀ پیروزی ارتدکسی به نمایش در‌می‌آیند.

در طول قرن‌های نهم و دهم، زمین‌لرزه‌هایی پایه‌های ایاصوفیه را لرزاندند که به گنبد و نیم‌گنبد‌ها و همچنین طاق‌های این سازه صدماتی وارد کردند.

در قرن یازدهم، امپراطوری بیزانتیوم بخشی از سرزمین‌هایش در شرق و غرب را از دست داد. بیزانتیوم با صلیبیون بر علیه ترک‌ها و اعراب همکاری کرد؛ اما پس از جنگ‌های صلیبی دوم، صلیبیون نتوانستند اورشلیم را حفظ کرده و تا شروع سومین دور جنگ‌های صلیبی دستشان از آن کوتاه شد. نتیجۀ دور چهارم جنگ‌های صلیبی فراتر از انتظار بود و به خاطر درگیری مذهبی بین کاتولیک‌ها و ارتدکس‌ها به اشغال قسطنطنیه منتهی شد.

در سال 1204، صلیبیون به سرکردگی انریکو داندولو، دوکِ ونیز، به قسطنطنیه یورش برد. وقتی انریکو داندولو با ارتش دریایی عظیمش قدم به قسطنطنیه گذاشت، 90 سال عمر کرده و و چشم‌هایش تقریبا کور شده بودند. از او کمک خواستند تا الکسیوس را بر تخت سلطنتِ بیزانتیوم بنشانند و این امر به اشغال شهر منتهی شد. او به بی‌رحمی و وحشی‌گری شُهره بود و وقتی بیزانسی‌ها دوباره شهر را گرفتند، آرامگاهش در ایاصوفیه را غارت کردند. امروزه لوحی با عنوان «انریکو داندولو» در ایاصوفیه به چشم می‌خورد؛ اما این لوح به دست عثمانی‌ها در قرن نوزدهم در اینجا قرار داده شده است. حملۀ صلیبیون یک حملۀ ساده نبود، آنها سه روزِ تمام به تخریب شهر مشغول بودند و ایاصوفیه را هم غارت کردند.

بعد از سقوط شهر، بقایای صلیبِ راستین (صلیبی که عیسی مسیح را به آن بسته بودند)، اشیای طلایی، جام‌های مقدس، بشقاب‌ها و اثاثیه و حتی در‌ها در سرتاسرِ اروپا پراکنده شدند. امروزه، برخی از کلیساهای ونیز، آلمان و ایتالیا پر از متعلقاتِ بیزانسی هستند!

در سال 1204، یک امپراطور لاتین به نام بالْدوینِ فلاندری در قسطنطنیه سر کار آمد و 60 سالی هم دوام آورد. هرچند، چهارمین جنگ صلیبی صدمات جبران‌ناپذیری به شهر وارد کرد و قبل از اینکه لاتین‌ها بتوانند این امپراطوری جدید را بازیابی کنند، یونانی‌ها به صورت کاملا اتفاقی قسطنطنیه را به تسخیر خود درآوردند. یک دروازۀ عقبی که اشتباها باز مانده بود، کمکشان کرد به شهر نفوذ کنند و در سال 1206 امپراطور جدید دوباره در ایاصوفیه بر منصب قدرت نشست.

قسطنطنیه در قرن چهارهم به هدف آسانی برای محاصره‌های عثمانی‌ها بدل شد. با اینکه بایزید – که سازندۀ دژ روملی هم بود – دو بار شهر را به محاصره درآورد، همۀ محاصره‌ها تا قرن پانزدهم ناموفق بودند.

سلطان محمد دوم، در 23 سالگی بیشترین استفاده را از اوضاع نامساعدِ امپراطوری بیزانتیوم در گیرودارِ نبردهای مذهبی با شرق بُرد. او مرد زیرک و باهوشی بود و گفته شده است ک خود را بالاتر از اسکندر مقدونی می‌دانسته و تصمیم داشته نام و شهرتی از خودش بر جای بگذارد. نبرد او برای تسخیر شهر حدود 7 هفته به طول انجامید که هر دو طرفِ درگیری را خسته کرد. در واقع بیزانسی‌ها شدیدا تحت فشار و آشفته بودند. پیشگویی‌های زیادی بیان کرده بود که آخرین امپراطور، همچون اولین امپراطورِ بیزانسی، کنستانتین نام خواهد داشت. افتادن شمایل مقدس مریم باکره از روی جایگاهش و یک خسوف کامل که در نتیجه‌اش سه ساعت تاریکی مطلق همه جا را فرا‌گرفت برای به وحشت‌ انداختن بیزانسی‌ها کافی بود.

در 29 ماه مه سال 1453، بعد از شکستن زنجیرِ مشهوری که دورتادورِ شاخ طلایی را فراگرفته بود و بعد از نبردی سخت، محمد دوم وارد شهر شد. او آن‌قدر از وضعیت تاراج‌شده و خرابِ شهر غمگین شده بود که می‌گویند شعری از شاهنامۀ فردوسی حکیم را بر زبان آورده است:

بوم نوبت می‌زند بر طارم افراسیاب / پرده‌داری می‌کند در قصر قیصر، عنکبوت

به عنوان پاداش، سلطان محمد به سربازانش اجازه داد تا سه روز شهر را غارت کنند. آنها به همۀ ساختمان‌ها، کلیساها و خانه‌ها یورش برده و هر چیزی که کمترین ارزشی داشت را به یغما بردند.

در همین حین، آخرین امپراطور مسیحی – که مطابق پیشگویی‌ها کنستانتین نام داشت – بعد از اینکه دید جیوستینیانی به او خیانت کرده است، با مردمش وداع کرد و در ایاصوفیه به دعا و توبه‌جویی پرداخت. سپس به سمت میدان نبرد تازید و تا آخرین قطرۀ خونش جنگید و دیگر هرگز کسی او را ندید.

می‌گویند وقتی سلطان محمد دوم قدم به ایا صوفیه گذاشت، خم شد تا یک مشت خاک بردارد و آن را روی سرش ریخت تا به این ترتیب از خدایش تشکر کرده باشد. او قربانگاه را نابود کرده و یکباره کلیسا را به یک مسجد بدل کرده است. با اینکه سلطان، نوسازی‌ها و بازسازی‌های زیادی در ایاصوفیه کرد، موزائیک‌های بسیاری را حفظ کرد. وقتی سلطان برای اولین بار موزائیکی از شمایل مسیح را دید، پیش خودش فکر کرد که وی فقط انسانی محترم است، نه یک پیامبر! محمد دوم در طول سال‌های پیش‌رو، یک منبر و محراب و یک مدرسه و منارۀ چوبی در ایاصوفیه ساخت و صلیبِ بزرگِ روی گنبد و ناقوسِ برج را هم برداشت. سلطان محمد دوم را محمد فاتح هم می‌نامند، چرا که او بود که قسطنطنیه – استانبول – را فتح کرد.

ایاصوفیه در طول حکومت هر کدام از سلاطین عثمانی، تغییراتی را تجربه کرد. اولین منارۀ چوبی که محمد دوم ساخته بود را سلیمِ دوم از نو ساخت. سلطان بایزید دوم هم یک منارۀ دیگر، ساخته شده از سنگ‌های آجری، در ضلع جنوب شرقیِ منارۀ اولی ساخت. دستور ساختِ دو منارۀ دیگر را سلطان سلیم دوم و مراد سوم به معمار بزرگ، استاد سینان دادند. این مناره‌ها نمادی از امپراطوری نیز بودند؛ اما برای ساختمانِ ایا صوفیه حکمِ پشتیبان و حامل را داشتند. ساختِ دیوارهای حائل و شمع‌های پشتیبانِ شمال و شرقِ مسجد هم کار معمار سینان بود.

سلیمان بزرگ دو شمعدانِ غول‌پیکر را که از آوردگاهِ لهستان به غنیمت گرفته بود، در کنار محراب قرار داد. قاب‌های روی ستونِ جنوبی هم کارِ او بود: «به نماز بشتاب تا دیگری نمرده است. به توبه بشتاب تا مرگ به سراغت نیامده است.» بعدا یک محفل موذن مرمرین و گلدان‌های رخام‌گچی در طول سلطنت مراد سوم به مسجد اضافه شدند. محمود یکم یک عمارت، مدرسه‌ای برای بچه‌ها و یک آبشار را به حیاط افزود. کتابخانه‌ای با کاشی‌های زیبای ایزنیکی و پنجره‌طلاهای برنزیِ داخل مسجد هم به دست محمود یکم ساخته شدند. موزائیک‌ها عمدتا با دوغاب یا گچ پوشانده شده بودند و برخی از آنها، بعد از گذر زمان دچار خوردگی طبیعی شده بودند. برخی را هم مقامات رده‌پایینِ مسجد فروخته بودند.

در سال 1847، برادران فوزاتی، به دستور عبدالمجید یک بازسازی اساسی را در ایاصوفیه کلید زدند. این معماران سوئیسی، ژوزِف و گاسپِر فوزاتی، تا قبل از ورودشان به استانبول، معمارانِ رسمیِ دربار سنت پترزبورگ بودند. آنها در ابتدا موزائیک‌های باشکوهِ پنهان‌شده زیر گچ و دوغاب را احیا کردند و سپس آنها را به سلطان نشان دادند. سلطان تصور کرد برادران فوزاتی آنها را خلق کرده‌اند و چهره درهم کشید. البته بعدا متوجه شد که این موزئیک‌ها را پیشینیان خودش از ترسشان پنهان کرده‌اند؛ اما جرئت نداشت این شمایل ارتدکسی را به نمایش دربیاورد، پس به برادران دستور داد دوباره پنهانشان کنند تا زمانی که اوضاع برای نمایششان مساعد شود.

برادران فوزاتی تغییرات چشمگیری در ایاصوفیه اعمال کردند. ساختِ حجرۀ سلطان، با ستون‌های بیزانسی و چلچراغ‌های برنزی کارِ آنها بود. محراب و منبر بازسازی شدند. یک زنجیر آهنین به دورِ پایۀ گنبد کشده شد. عزت افِندیِ خوشنویس نیز دور کنگره‌های گنبد را به خطوط و کلمات اسلیمیِ منقش کرد، همان کسی که هشت هلالِ مزین به نام خدا، محمد و نوه‌هایش، حسن و حسین و 4 خلیفۀ اول را هم نوشته بود. بعد از یک نوسازی دوساله، ایا صوفیه در سال 1849 دوباره دایر و درهایش به روی مردم باز شد.

در طول جنگ‌های بالکان در سال 1912، از ایاصوفیه به عنوان بیمارستانی برای بیماران مبتلا به وبا استفاده می‌شد و در جنگ جهانی اول، ترک‌ها قصد داشتند مسجد ایاصوفیه را منفجر کنند، چرا که نمی‌خواستند دوباره به دست یونانی‌ها بیفتد. ترکیه در سال 1923 توسط رهبر کبیرشان، مصطفی کمال آتاتورک، به صورت جمهوری درآمد. در سال 1931، یک باستان‌شناس امریکایی به نام تامس ویتمور، که موسس انستیتوی بیزانتیوم در امریکا بود، از آتاتورک اجازه خواست تا موزائیک‌های ایاصوفیه را احیا کند. بعد از کسب اجازه، در سال 1932 ، کار بر روی موزائیک‌ها آغاز شد و برای حدود 15 سال به طول انجامید. در سال 1935، آتاتورک گامی به سوی تبدیل شدن به یک کشور سکولار برداشت و ایاصوفیه را به یک موزه تبدیل کرد. در سال 2014، پاپ فرانسیس بعد از مدت‌ها بالاخره توانست از ایاصوفیه بازدید کند.

آژانس مسافرتی مانلی پرواز، نقشی از اعتماد، سفری بی‌تردید را برایتان آرزومند است. سفرتان سبز!

نیاز به مشاوره دارید؟
ما در مورد خدمات، تورها و هتل ها، جزئیات هزینه ها و تهیه یک پیشنهاد شخصی را به شما اعلام خواهیم کرد!
اطلاعات نویسنده
نویسنده
اسدالله حقانی
تورهای پیشنهادی


: به اشتراک گذاری این مطلب